شمارهٔ ۱۲۹
دانی که چیست دولت، روی امام دیدندر کوی او گدائی، بر خسروی گزیدن
گاهی به حضرت او، راز نهفته گفتنگاه از لب شریفش اسرار دین شنیدن
گاهی جهاد کردن، با دشمنان ملتسرهای ناکسان را، در مقدمش بریدن
مهرش به دل نهفتن، رازش به کس نگفتنتا بعد از آن بنقشی در دست و خود گزیدن
رو چارهای بیندیش، ای فیض در فراقشجانها رسد به لبها، تا ما به او رسیدن