گنج

شمارهٔ ۱۲۸

مهدی هادی چو بنشیند به جای خویشتنزنده گرداند جهان را همچو جان کاید به تن
خوش به جای خویشتن باشد نشست خسرویتا نشیند هر کسی دیگر به جای خویشتن
شیعه‏ی او را بشارت ده به حسن خاتمتکاسم اعظم کرد ازو کوتاه دست اهرمن
شوکت مهدیّ اهل البیت و عالم گیریششد در افواه خلایق داستان انجمن
شد در افواه خلایق داستان انجمنهر نفس با بوی رحمن می‏وزد باد یمن
گوشه‏گیران انتظار جلوه‏ات دارند هانخویش را کن آشکار و برقع از رخ برفکن
جویبار ملک را آب روان شمشیر تستنونهال عدل بنشان بیخ بدخواهان بکن
حافظ این ابیات گفت و فیض در تضمین آنمشورت با عقل کرد، المستشار مؤتمن‏