شمارهٔ ۱۲۷
با ما یکی به آن لب مشکین خطاب کنبگشای نافه را و جهان مستطاب کن
از پرده خفا به درآ، آشکار شوای آفتاب پرتو خود بیسحاب کن
زان پیشتر که عالم فانی شود خراببنیاد ظلم و خانه ظالم خراب کن
هان وقت فوت میشود این دور تستدور فلک درنگ ندارد شتاب کن
دیگر نماند صبر به دلهای دوستانبردار پرده از رخ و رفع حجاب کن
فیضت وصال میطلبد از در دعایا رب دعای خسته دلان مستجاب کن