شمارهٔ ۱۰۰
بسی شدم به بلاد و جبال و کوچه و باغبه کوی مهدی هادی کسی نداد سراغ
چه حکمتست که محرومم از جمال اماممگر ز معصیت آید مرا به دل این داغ
مرا شب است ز هجران او سراسر عمرولیک هست به دست دلم ز شوق چراغ
کجاست پیک صبا تا به کوی حضرت اوتحیتی ز من خسته دل کند ابلاغ
بگویدش که چنین است حال فیض از هجرتو رحم کن نبود بر رسول غیر بلاغ