شمارهٔ ۱۰۱
میروم از بر امام طوفکنان به هر طرفطالع اگر مدد کند دامنش آورم به کف
در ره او رود سرم باز لقاش برخورماین بشود زهی طرب آن بشود زهی شرف
سعی من از برای او جان و دلم فدای اومطلب من لقای او گرچه روم به هر طرف
سر بنهم در این هوا جان بدهم در این هوسبه که بغیر از این شود عمر عزیز من تلف
گر تو حیات جاودان میطلبی در این جهاندر ره خاندان به صدق جان بفشان و لا تخف
فیض اگر ز روی صدق در ره خاندان رویبدرقه ره تو بس، دوستی شه نجف