حوا فریب خورد و آدم را فریب داد؟
حوا چو دید ایمنی راه و رفع منعباور شدش بخورد از آن و ندید اذا
آمد به نزد آدم و گفت ای صفی حقگردید آن درخت مرا و تو را روا
از بهر امتحان به سوی آن شجر رویمتا زین قضیه رفع شود پرده خفا
رفتم بسوی آن من و خوردم از آن برینی منع دیدم از کس و نی یافتم اذا
آدم فریب خورد و در آورد در خیالکو را از آن درخت نصیبی است بیعنا
کرد اجتهاد و بود خطا اجتهاد اومنعی ندید کرد گمان شد مگر روا
دستی دراز کرد به سوی درخت علمعلمی که بود خاصه اولاد مصطفا
چون برگرفت ثمری خورد از آن بریدر خویش دید ذلّ زلل خواری خطا
آن حله ای که داشت ببر رفت از برشعریان شد از لباس کرامت بیک ادا
گر منتهی شدی ز شجر منتهی شدیسدّ رهش نبود به جز سِدرِهِ منتهی