غزل شمارهٔ ۵۳۵
تن را بگداز در ره عشقجان را در باز در ره عشق
درمان مطلب مخواه راحتبا درد بساز در ره عشق
از دیده بریز خون دل راشو جمله نیاز در ره عشق
تن را از اشک شست شو دهجان پاک بباز در ره عشق
از خون جگر دلا وضو کنهنگام نماز در ره عشق
دل را از غیر رفت و رو کنشو محرم راز در ره عشق
بگذر ز رعونت و نزاکتبگذار تو ناز در ره عشق
کبرو نخوت ز سر بدر کنشو پاک ز آز در ره عشق
بر رخش بلا سوار شو فیضخوش خوش میتاز در ره عشق