گنج

غزل شمارهٔ ۴۷۹

بغم خوردن بنه دل شاد میباشخدا را بندهٔ آزاد میباش
هوا را پشت پا زن خاک ره شوتهی دست از جهان چون باد میباش
بر افکندگان افکندگی کنبر سنگین دلان فولاد میباش
خلیل حق چه بینی شو ذبیحشبنمرودی رسی شداد میباش
چو بینی موسی میباش هرونو گر فرعون ذوالاوتاد میباش
بعاد ار بگذری میباش صرصرچو برخوردی بهودی هاد میباش
بیا شاگردی آل نبی کنجهانرا سربسر استاد میباش
از ایشان گیر تعلیم قواعدپس آنگه صاحب ارشاد میباش
خدا را بندگی کن در همه حالچو فیض ازهر دو کون آزاد میباش
اگر خواهی رهی سوی حقایقرسوم شرع را منقاد می‌باش