غزل شمارهٔ ۲۹۸
ای کاش که این سینه دری داشته باشدتا یار ز دردم خبری داشته باشد
یا با دل ما صبر سری داشته باشدیا رحم بر آن دل گذری داشته باشد
تا کی گذرد عمر کسی در غم هجرانفرخنده شبی کان سحری داشته باشد
شد عمر گرانمایه ما صرف محبتای کاش که آخر ثمری داشته باشد
سوزیم بیک آه زمین را و زمان راگر دود دل ما شرری داشته باشد
بر داشتمام شب همه شب دست تضرعای کاش دعاها اثری داشته باشد
گردد قدم ار رنجه کنی جانب عشاقخاک قدمت هر که سری داشته باشد
در بوم دل از هجر تو بس خار که کشتمبو کز گل وصل تو بری داشته باشد
راز دل خود فیض به بیگانه نگویدگر یار ز حالش خبری داشته باشد