گنج

داستان هفتخوان اسفندیار

بخش ۱ - داستان هفتخوان اسفندیارکنون ز این سپس هفتخوان آورمبخش ۲سخن گوی دهقان چو بنهاد خوانبخش ۳غم آمد همه بهرهٔ گرگساربخش ۴بفرمود تا پیش او گرگساربخش ۵از آن کار پر درد شد گرگساربخش ۶جهانجوی پیش جهان‌آفرینبخش ۷از آن پس بفرمود تا گرگساربخش ۸چو یک پاس بگذشت از تیره شببخش ۹وز انجا بیامد به پرده‌سرایبخش ۱۰چو خورشید تابان ز گنبد بگشتبخش ۱۱شب آمد یکی آتشی برفروختبخش ۱۲چو تاریکتر شد شب اسفندیاربخش ۱۳چو ماه از بر تخت سیمین نشستبخش ۱۴دبیر جهاندیده را پیش خواندبخش ۱۵چو آن نامه برخواند اسفندیار