گنج

شمارهٔ ۸۷

۵ بیت
همین نه مرهم دل‌های خسته است شرابکه مومیایی رنگ شکسته است شراب
گل شکفتگی از جام باده سیرابستکلیدِ فتحِ در عیشِ بسته است شراب
طلسم توبة ما را که زاهدان بستندبه یک تبسّم ساغر شکسته است شراب
به صد فسون ز دلم مهر باده نتوان بردچو حرف راست به طبعم نشسته است شراب
تو خواه خبث زن و خواه مدح کن فیّاضز حدّ ما و تو عمریست رسته است شراب