گنج

شمارهٔ ۸۸

۷ بیت
دلم از غصّه رنجورست امشبزتن آسایشم دورست امشب
بخواهد آهم از گردون گذشتنکمان ناله پرزورست امشب
به چشم ماه میل سُرمة آهکشم چندانکه مقدورست امشب
ز آغوش خیالم چشم بد دورکه آسایشگه حورست امشب
تو ای ناصح دماغ خود مرنجانشکیبایی زمن دورست امشب
جهان تنگست بر من چون دل مورمرا گویی شب گورست امشب
دو عالم تیره شد فیّاض گوییچراغ ماه بی‌نورست امشب