گنج

شمارهٔ ۷۲

۷ بیت
تو ای بلبل گهی از نالة خود شاد کن ما رااگر از ناله وامانی دمی فریاد کن ما را
فراغت هر سر مو را به بند صد هوس داردکجایی ای گرفتاری، بیا آزاد کن ما را
به یاد ما نمی‌گوییم خاطر رنجه کن دایمفراموشت اگر کردیم گاهی یاد کن ما را
دل از کی مجاز افسرده شد بزم حقیقت کوبس است ای عشق شاگردی، کنون استاد کن ما را
سبکروحی سر معراج دارد، ناتوانی همبه بال تست پرواز ای نفس امداد کن ما را
به حرمان دل نهادن شوخی حسن طلب داردخرابی‌ها بس است ای آرزو آباد کن ما را
سر آسوده‌ای دارم من و فیّاض من یاربنصیبِ زلفِ فتراکِ غم صیاد کن ما را