گنج

شمارهٔ ۷۰۶

۵ بیت
در جامة خوبی چه بلا حور سرشتیچون بند قبا باز کنی طرفه بهشتی
هر کس که کند عیب کسی عیب سرشت استجز زشت به آیینه که گفته‌ست که زشتی!
گفتی بهلم، روزی بوسی لب لعلماین وعده مرا جان بلب آورد و نهشتی
مهری که نداری به کسی چشم چه داریدر مزرعه آن دانه طمع دار که کشتی
فیّاض دریغ از تو که خامی، چه توان کرد!در آتش غم سوختی اما نبرشتی