گنج

شمارهٔ ۷۰۳

۹ بیت
خوش بی‌خبر ز حال دل زار گشته‌ایمعلوم می‌وشد که خبردار گشته‌ای
بیداری شکسته‌دلان ضعف طالعستپیداست بخت خفته که بیدار گشته‌ای
هر قطره اشکم آینة جلوه‌های تستظالم بیا ببین که چه گلزار گشته‌ای
غمخوارگی علامت غمخوار دوستی استدل داده‌ای ز دست که دلدار گشته‌ای
گر بوی درد می‌شنوم از تو، دور نیستدر لاله‌زارِ سینة افگار گشته‌ای
با قید خویشتن نتوان صید عشق شدآزاد گشته‌ای که گرفتار گشته‌ای
بیدرد درد کس نتواند علاج کرددانستم ای مسیح که بیمار گشته‌ای
ای درد بر نیایم اگر با تو، دور نیستکم گشته است صبر و تو بسیار گشته‌ای
فیّاض از درشتی ایّام شکوه چندآخر غنیمت است که هموار گشته‌ای