شمارهٔ ۷۰۱
به دیده جا دهدت گر رقیب دون، نروی!چو آفتاب به هر روزنی درون نروی!
به طفلی ار چه در آغوش غیر میرفتیتو سرو نازِ جوانی شدی کنون نروی
چو شعله جا به دلم کردهای، دگر زنهاررقیب اگر دم سردی دمد برون نروی
هوای سردِ هوس با گلت مناسب نیستبرون سینة عاشق به صد فسون نروی
اگر به خاطر فیّاض ره کنی سهل استولیک در دل هر بلهوس درون نروی