شمارهٔ ۶۸۷
گر دلت بما باشد ور تو یار ما باشیهر کجا که بنشینی در کنار ما باشی
رنگ ناپذیرستی به که در تماشایتما ز خود رویم و تو یادگار ما باشی
خود به خود نپردازی زان به ما نپردازیگر به فکر خویش افتی بیقرار ما باشی
ما ز خود برون رفتیم تا مگر درون آییخود کهایم ما تا تو دزد یار ما باشی