گنج

شمارهٔ ۶۸

۷ بیت
جنون تکلیف کوه و دشت و صحرا می‌کند ما رااگر تن دردهیم آخر که پیدا می‌کند ما را؟
محبّت شمع فانوس است کی پوشیده می‌ماندغم او عاقبت در پرده رسوا می‌کند ما را
قمار عشق نقد صرفه را در باختن داردتمنّای زیان سرگرم سودا می‌کند ما را
پس از کشتن نگاه گوشة چشمش به جان دادنبرای کشتن دیگر مهیّا می‌کند ما را
ز سیل اشک ما تر می‌شود ابرو نمی‌داندکه رفته رفته غم همچشم دریا می‌کند ما را
ز حرمان میل دل افزون شود زان در وصال اوخلاف وعده سرگرم تمنّا می‌کند ما را
بیایید ای هواداران یک امشب شاد بنشینیمکه فردا می‌رود فیّاض و تنها می‌کند ما را