گنج

شمارهٔ ۶۶۳

۵ بیت
اثر ندیده دل از حرف مهربانی توچو شمع تا به کی این گرمی زبانی تو
کسی چه‌گونه کند ضبط خود که دل‌ها رابه آشکار برد غمزة نهانی تو
تو گرم عذرِ ستم گشتی و مرا به لبشکایت آب شد از شرم همزبانی تو
هنوز طفلی و دانشوران عالم رازبان نکته فرو بست نکته‌دانی تو
به خط سبز نظر راندی آن‌قدر فیّاضکه گشت بر همه روشن سواد خوانی تو