گنج

شمارهٔ ۶۶۲

۵ بیت
ای سرو، پای بستة سرو روان تووی غنچه دل شکستة کنج دهان تو
ایمان شکست یافتة کفر طرّه‌اتزنّار تاب خوردة موی میان تو
گل گل شکفت عارضت از نشئة شراباز جوی شیشه آب خورد گلستان تو
دارد ز ذوق چشمة حیوان دهن پر آبتا گفته‌ام به خضر حدیث دهان تو
در دودمان عشق همین بلبل است و بسای دوست جان نالة فیّاض و جان تو