گنج

شمارهٔ ۶۲۶

۵ بیت
هر دم ز گرمخویی خود برفروزیَمپُر گرم هم مباش که ترسم بسوزیَم
باشد دهان تنگ توام روزی از ازلزانست کز ازل به جهان تنگ روزیم
زان شب که دل به زلف سیاه تو بند شدروشن نمود بر همه کس تیره‌روزیم
خوس آنکه این لباس عناصر بیفکنمتا چند بر بدن ز غذا پینه دوزیم
فیّاض ما به عیش ابد دل نهاده‌ایمدل خوش نمی‌شود ز نشاط دو روزیم