گنج

شمارهٔ ۶۲۰

۱۱ بیت
در طور فنا وعدة دیدار شنیدیماین مژده ز لعل لب دلدار شنیدیم
بی چشم درین نامه بسی مسئله خواندیمبی‌گوش درین پرده بس اسرار شنیدیم
ای فلسفیان مژده که در میکدة عشقبوی قدمی از در و دیوار شنیدیم
یک نغمة مستانه که بی‌پرده سرودیمبس طعنه که از مردم هشیار شنیدیم
آزادگیی نیست چو پرواز به کامستاین زمزمه از مرغ گرفتار شنیدیم
از بادة تحقیق به جامی خبری نیستاین نکته زمستان خبردار شنیدیم
کس راه به سر منزل تقدیر ندارددر مدرسه این مسئله بسیار شنیدیم
از ما خبر عشرت گلزار چه پرسی!ما نام گل از گوشة دستار شنیدیم
آن حرف که منصور از آن بر سر دارستموسی ز شجر، ما ز سر دار شنیدیم
رازی که ازل تا به ابد کس نشنیدستاز یک مژه بر هم زدن یار شنیدیم
طومار زبان هر چه ز بر داشت به تدریجما آن همه فیّاض به یک بار شنیدیم