شمارهٔ ۶۱۴
چو گوی عرصة آفاق را به سر گشتیمکه تا چو چوگان از هر چه بود برگشتیم
به طول و عرض تمنّای ما جهان کم بودامید خود به تو بستیم و مختصر گشتیم
به پای آه سحر چون دعای بیتأثیرهزار بار به گردون شدیم و برگشتیم
به هر چه شست گشادند ما هدف بودیمبه هر که تیغ کشیدند ما سپر گشتیم
نزد غیوری ما حلقه بر دری فیّاضاگر چه در همه آفاق در به در گشتیم