شمارهٔ ۶۱۵
دل را به سر زلف تو دلدار سپردیمشادیم که این مهره به آن مار سپردیم
معماری ویرانه جز از سیل نیایدمعمورة دل را به غم یار سپردیم
آزادهدلان شور دل تنگ نداننداین نغمه به مرغان گرفتار سپردیم
داغ غم پنهان تو در پرده نسازداین گل به کله گوشة اظهار سپردیم
فیّاض شد آن شرط که دیگر نستانیمآن روز که ما دیده به دیدار سپردیم