شمارهٔ ۶۱۲
یاد ایامی که در دل مهر یاری داشتیمناروا بودیم پُر، اما عیاری داشتیم
با رخ و زلفش که روز و روزگار دیگرستطرفه روزی داشتیم و روزگاری داشتیم
در غم او کار ما بیاختیاری بود و بسدر کف او بود هم گر اختیاری داشتیم
دیده در گَردِ رمد چون آفتاب و ابر بودلیک چشم سرمه از گَردِ سواری داشتیم
غیر را پامال او دیدیم و مردیم از حسدیاد ایّامی که ما هم اعتباری داشتیم
خدمت روشنگران خضرِ رهِ این چشمه شدسالها آیینه بودیم و غباری داشتیم
در خزانِ رنگِ ما فیّاض دم سردی مکنپیش ازین ما نیز دستی بر بهاری داشتیم