شمارهٔ ۵۸۴
تا به کی پیوسته وصف طرّة پر خم کنمخواهم این سودا دگر از خاطر خود کم کنم
نغمة ساز طرب با من نمیسازد دگرگوش را خواهم که وقف حلقة ماتم کنم
مینهم از دور بینی پنبهای در گوش داغچون به بیدردان حدیثِ صحبت مرهم کنم
رام خود نتوان شدن با آشنائیهای غیروحشتی دارم کزین بیگانه خویان رم کنم
صحبت این مردمان وحشی کند فیّاض کواختلاط وحشیان تا خویش را آدم کنم