شمارهٔ ۵۸۳
تا ابد دیگرش از لعل تو مأیوس کنماز لب ساغر اگر آرزوی بوس کنم
هر شبی کز تو مرا خانه منوّر گرددشمع را پردگیِ خلوتِ فانوس کنم
منصب خاک رهی نامزد من کردیخواهم ای پادشه حسن که پابوس کنم
نفس سوختهاش بند نهد بر پر و بالناله در سینه چو از بیم تو محبوس کنم
منعم از عشق و جنون چند کنی، بس فیّاضمن نیم آنکه دگر گوش به سالوس کنم