گنج

شمارهٔ ۵۴۴

۵ بیت
هرگز دلی از نالة خود شاد ندارمفریاد که من طالع فریاد ندارم
تا بود دلم بستة زنجیر بلا بوددر عمر خود آسودگیی یاد ندارم
در طالع بزم فلک از نالة من نیستیک شمع که در رهگذر باد ندارم
خوبان به گرفتاری من دام مسازیدمن آهوش شوخم سر صیّاد ندارم
پروردة الطاف سبکروحی عشقمشرمندگی سیلی استاد ندارم