گنج

شمارهٔ ۵۲۵

۵ بیت
تا چند ز بیداد تو خونین جگر افتمچون نقش پی خویش به هر رهگذر افتم
از جور تو نزدیک بدان شد که سراپایخون گردم و یک قطره ز مژگان تر افتم
در دیده اگر جای دهد خصم عذابستآن به که رقیبان ترا از نظر افتم
تا ره به سرا پردة سیمرغ توان یافتچون پرتو خورشید چرا دربدر افتم!
وقت است که چون غنچه ز ابرام تو فیّاضاز پیرهن تنگ صبوری به در افتم