گنج

شمارهٔ ۵۲۰

۵ بیت
دی صبا را همنشین زلف جانان دیده‌امدوش ازین سودا بسی خواب پریشان دیده‌ام
بر مثال حلقة زنجیرِ زلف مهوشانچشم تا وا کرده‌ام بر روی جانان دیده‌ام
می شوم دیوانه زنجیرم کنید ای دوستاندوش دست زلف را در گردن جان دیده‌ام
ذوق اسلام از دل اهل عبادت می‌برددین و آیینی که من در کافرستان دیده‌ام
می‌دهم جان در بها فیّاض و جانان می‌خرماین متاع قیمتی را سخت ارزان دیده‌ام