گنج

شمارهٔ ۵۱۲

۱۱ بیت
ای شده سر تا به پا چو گلبن پر گلطرّة دستار کرده دستة کاکل
کار کمر تنگ کرده تاب کمربندطرف کله برشکسته طرز تغافل
خنده برانگیخته ز لعل چو غنچهژاله برآمیخته به چهرة چون گل
برگ سمن سبز کرده طرف بناگوشچشمة خضر آب داده سبزة سنبل
زلف به ابطال امتناع تناهیخم به خم اثبات کرده حکم تسلسل
گوشة دنباله زیب چشم سیه مستسرمه فشان در گلوی نالة بلبل
ناوک مژگان آب خورده ز شوخینشتر شریان گشای تاب و تحمّل
وعده فرامش تبسّم لب مژگانمی‌فکند در بنای صبر تزلزل
با همه خواری به پشت گرمی لطفتهیچ نکردیم از رقیب تنزّل
دادن کام دلی به هیچ، تسلّیاین همه بی‌رحم من نداشت تأمّل
کرده در ایّام نکته سنجی طبعتفکرت فیّاض ختم طرز تغزّل