شمارهٔ ۵۰۵
از سر گذشتگان را تاج و کمر مبارکبر هر که سر ندارد این درد سر مبارک
دل بر قفس نهادن آزاد کرد ما رافتح شکستگیها بر بال و پر مبارک
تا از ره اوفتادم خلق از پیم فتادندتوفیق گمشدن کرد بر من سفر مبارک
وقف خرام خسرو بوم و بر شکر شدبر جلوههای شیرین کوه و کمر مبارک
بخت هنروران را جز تیرگی شگون نیستاقبال بخت و طالع بر بیهنر مبارک
آسودگان منزل امن و امان نشستندبر ما که رهروانیم عید خطر مبارک
از پاره کردن جیب بیطاقتی خجل شداین رخنههای بیداد هم بر جگر مبارک
تا هستی تو باقیست محرومی از وصالشدر شیر غوطه خوردن هم بر شکر مبارک
فیّاض را چه دانند قدر این مذاق تلخاندر هند طوطیان را این نیشکر مبارک