شمارهٔ ۵۰۳
گر هوس آلوده باشد دامان حسن است پاکزشت رو گر روی در آیینه بنماید چه باک
عشق ما گر طالب حسن تو باشد دور نیستزانکه دست پاک را لایق بود دامن پاک
دست جیب آموز تا جیب کفن هم پاره کردعاقبت چاک گریبان رفت تا دامان خاک
گر شود از نشئة لعل لب او باخبرخون می فاسد شود از غصّه در شریان تاک
عالمی را سوخت فریادم نمیدانم چرادر تو تأثیری نکرد این نالههای دردناک!
یادگاریهای عشقست این که با خود در عدمسینة صد پارهای داریم و جیب جان چاک
لذّت جان دادن فیّاض را تا دیده استخضر در خاک عدم میغلتد از بهر هلاک