گنج

شمارهٔ ۵۰۲

۹ بیت
خورشید بر فروزد از آتش تب عشقمهتاب روی سازد در ظلمت شب عشق
در کاسة سر عقل هفت آسمان زند چرخچون جرعه ریز گردد جام لبالب عشق
جوشد ز هر ترانه فواره‌های اسرارحسن ارزند به افسون انگشت بر لب عشق
در خون تپد اجابت غلتد به خاک تأثیرجوشد چو از لب آه آشوب یارب عشق
نه قید دین‌پرستی نه عارلای مستینه نام و ننگ هستی نازم به مشرب عشق
کفرست لایزالی دینست لاابالیکس را نگشت حالی تحقیق مذهب عشق
دریا برآورد جوش هر قطره را در آغوشگر سرکشد ز سرپوش خوان مرتّب عشق
شد خانقه معطّل میخانه‌ها مقفّلهم قبله‌ها محوّل با کشف مطلب عشق
فیّاض گوش دل باش کاستاد ما نگویدجز با زبان ابرو درس مهذّب عشق