گنج

شمارهٔ ۴۷۲

۵ بیت
به گوش درد دلم گاه گاه می‌رسدشپیام ناله و تقریر آه می‌رسدش
نکرده فرق ز می خون عاشقان طفلی استفرشته گر ننویسد گناه، می‌رسدش
ترانه‌ریزی لعلش به باده جا داردکنایه سنجی عارض به ماه می‌رسدش
هر آنکه درد دلی خواند از رسالة عشقبه هر چه حکم کند بی‌گواه می‌رسدش
تغافلی که به فیّاض می‌کند نگهشبه سوی ما نکند گر نگاه می‌رسدش