گنج

شمارهٔ ۴۶۴

۷ بیت
هستی دنیا و بال جان غمناکست و بسنعمت آسودگی در خلوت خاکست و بس
موج دریای فنا سیلی به گردون می‌زندپیش این سیلاب عالم مشت خاشاکست و بس
هیچ کس را در جهان جز دامن آلوده نیستدامن پاکی که دیدم دامن خاکست و بس
ما شهادت دوستان در بند کاکل نیستیمآنچه از ما می‌برد دل زلف فتراکست و بس
منّتی بر ما ندارد سایة ابر بهارکشت ما پروردة مژگان نمناکست و بس
هر صفایی حسن نبود، هر هوایی عشق نیستعشق چشم پاک و خوبی دامن پاکست و بس
یک سخن فیّاض گفتم: عشق فانی گشتن استلیک فهم این سخن در بند ادراکست و بس