گنج

شمارهٔ ۴۳۸

۵ بیت
تا قیامت خویشتن را از خرد بیگانه دیدگردش چشمی که امشب زاهد از پیمانه دید
تا ابد از ذوق مستی یاد هشیاری نکردجانب هر کس که چشم مست او مستانه دید
تا نمی‌سوزی تمامی کی تلافی می‌شوداین همه گرمی که امشب شمع از پروانه دید
چشم او بیگانه است اما نگاهش آشناستآشنایی می‌‌توان از مردم بیگانه دید
بادة شوق تو نه فیّاض را بی‌تاب داشتهر که لب تر کرد ازین می خویش را دیوانه دید