گنج

شمارهٔ ۴۲۵

۵ بیت
خوش آنکه از سفر آن غمگسار باز آیدکه عمر رفته به امیّد یار باز آید
بهار رفت ز گلزار عیش ما بی توخوش آن دمی که به گلشن بهار باز آید
غبار کوی تو از دیده شسته شد از اشکخوشا دمی که به چشم آن غبار باز آید
به رهگذار وفایش نشسته منتظریمبدین امید کزین رهگذار باز آید
قرار رفته ز دل، رفته تا ز دل فیّاضخوش آنکه در دل زارم قرار باز آید