شمارهٔ ۴۲۱
مویش وظیفة شب دیجور میدهدرویش چراغ آینه را نور میدهد
مخمور را خیال لبش مست میکندعنّاب او نتیجة انگور میدهد
داغم که زخمی نمک آن تبسّم استطرح نمک به سینة ناسور میدهد
دار سیاست سر میدان عشق تستنخلی که میوة سر منصور میدهد
فیّاض من ز سودة الماس دیدهامخاصیّتی که مرهم کافور میدهد