گنج

شمارهٔ ۴۰۵

۵ بیت
غیر زلف او که دوشادوش آن رو می‌رودسایه با خورشید کی پهلو به پهلو می‌رود!
چون توانم رفت در کویی که هر روز آفتاب!جچون رود رو در قفا در کوچة او می‌رود
راه عشق است این که در وی پای کس گستاخ نیستآفتاب اینجا به سر، گردون به پهلو می‌رود
گر بود سرسبز گلزار محبّت دور نیستزخم را از تیغش امروز آب در جو می‌رود
جای رحم است ای وفاداران که با چندین امیدمی‌رود فیّاض و خوش نومید از آن کو می‌رود