گنج

شمارهٔ ۴۰۶

۷ بیت
هر کجا حرف لب آن یار جانی می‌رودرنگ از روی شراب ارغوانی می‌رود
تا جوانی نو بهار زندگانی خرّم استچون جوانی رفت آب زندگانی می‌رود
منزلت دورست و فرصت وحشی و ره هولناکزود باش ای خضر، عمر جاودانی می‌رود
عهد طفلی رفت و ایّام جوانی هم گذشتپیری اینک سر به دنبال جوانی می‌رود
با سمند جذبه باشد آشنا مهمیز شوقبوی یوسف پیش پیش کاروانی می‌رود
تکیه بر زور توانایی مکن در راه عشقپا به پیش اینجا به زور ناتوانی می‌رود
غافلی فیّاض سخت از بی‌وفایی‌های عمرخفته‌ای و روزگارت در امانی می‌رود