شمارهٔ ۳۸۳
قاصد بیغم کجا شرح ملالم میکندنامه هم کی رفع وسواس خیالم میکند
پیکر کوه آب میگردد ز شرح درد منکی تنک رویی چو کاغذ عرض حالم میکند
در میان حسرت و غم گه چو کوهم گه چو کاهمن ز غم مینالم و حسرت حلالم میکند
من که با یادش دمی هرگز نمیآیم به خویششوق بیطاقت چه تکلیف وصالم میکند!
آسمان فیّاض با کس در کهنسالی نکردآنچه با من طفل شوخ خردسالم میکند