شمارهٔ ۳۸۰
مه را غم هلال تو رنجور میکندخورشید بر رخت نظر از دور میکند
چشمش نظر ز صفحة آیینه بر نداشتخورشید من مطالعة نور میکند
لعل تو از تبسّم کوثر سرشت خویشخون در دل حدیث لب حور میکند
پرویز را معامله با زر نرفت پیشفرهادِ هرزه گرد چه با زور میکند
فیّاض موسم گل داغ جنون تستآمد بهار و مرغ چمن شور میکند