گنج

شمارهٔ ۳۷۹

۵ بیت
ناز تو رخنه در جگر شیر می‌کندآیینه را نگاه تو شمشیر می‌کند
عکس تو زنگ از دل آیینه می‌بردویرانه را خیال تو تعمیر می‌کند
بیم خجالت تو به بزم آه سرد رادر سینه همچو گریه گلوگیر می‌کند
اقبال غمزة تو به تأیید هر نگاهملک دلی برای تو تسخیر می‌کند
فیّاض وصل او به قیامت فتاد حیفاین وعده آرزوی مرا پیر می‌کند