گنج

شمارهٔ ۳۷۸

۱۱ بیت
آنان که در ادای سخن کوتهی کنندتشبیه قامت تو به سرو سهی کنند
دردی کشان بزم تو از بهر احتیاطگر مستی‌یی کنند به صد آگهی کنند
چون سر کنیم درد دلی، گریه سر کنیمپر می‌شود پیاله چو مینا تهی کنند
دود از نهاد گنبد گردون برآوریمگر آه و ناله یک دو نفس همرهی کنند
جز خال‌های کنج لبش کس ندیده استهندو وشان که دعوی روح‌اللّهی کنند
حکم ترا سر از خط فرمان نمی‌کشندآنان که مهر بر خط فرماندهی کنند
دانی که این به نامْ گدایانِ ملک فقردر عرصة وجود چه شاهنشهی کنند؟
بزم ترا ز مجلس تصویر فرق نیستاز بس نظارگان تو قالب تهی کنند
از دل وظیفة نمک خنده وامگیراین داغ‌ها مباد که رو در بهی کنند
آسان شود مشاهدة جلوه‌های رازگر توتیا ز سرمة بسم‌اللّهی کنند
فیّاض داغ مبتدیانم که زود زودخود را ز جهل در همه فن منتهی کنند