شمارهٔ ۳۷۷
خم خانه جای صحبت اشراقیانه استگو جامها به خون فلاطون وضو کنند
هان پر کن از سبوی می ناب کاسهایزان پیشتر که کاسة سر را سبو کنند
خونم ز دیده باز ناستد مگر دمیکاین زخم را به رشتة حسرت رفو کنند
از بیغمان کدورت خامی نمیرودخود را به خون شعله اگر شستوشو کنند
تا پشت و روی کار مشخص کنند، کاشروی ترا و آینه را روبرو کنند
بدخویی از طبیعت گردون نمیرودتا آنکه اهل درد به این شیوه خو کنند
فیّاض وصل دوست به جان خواستی خموشعشّاق این معامله کم آرزو کنند