گنج

شمارهٔ ۳۷۲

۵ بیت
چون در آیینه نظر آن مه دیرینه کندخال را مردمک دیدة آیینه کند
چه توقّع دگر از عمر، جوانی چو نماندشنبة ما چه گلی کرد که آدینه کند!
لذّت آنست که هرگز نپذیرد تغییرتا کی این جامه شود پاره و کس پینه کند!
تا ابد کشتِ محبّت نکشد منّت ابرسایه گر تیغ تو بر مزرعة سینه کند
حسرت روز فزونی به کف آور فیّاضغم فردای تو تا کی هوس دینه کند!