گنج

شمارهٔ ۳۴۵

۶ بیت
عشّاق دل به چین جبینی سپرده‌انداین قلبگاه را به کمینی سپرده‌اند
دریاب این اشاره که شاهان نامجونام بلند خود به نگینی سپرده‌اند
جز مشت خاک قابل این عشق پاک نیستمشکل امانتی به امینی سپرده‌اند
در آدمی به صورت خاکی نظر مکننقد نه آسمان به زمینی سپرده‌اند
از انقلاب دهر چه مقدار غافلندآنان که دل به آن و به اینی سپرده‌اند
مسجد ز شیخ و ابروی جانان من ز منهر ئگوشه را به گوشه‌نشینی سپرده‌اند