شمارهٔ ۳۳۰
آمد بهار و خانه به زندان شریک شدچاک جگر به چاک گریبان شریک شد
هر تار جامه با تن نازکدلان عشقدر دشمنی به خار مغیلان شریک شد
خوش وقت عندلیب، که تا بوی گل رسیدبفروخت آشیان، به گلستان شریک شد
تنها حریف کینة ما آسمان نبوددر قتل ما به غمزة خوبان شریک شد
فیّاض بگذر از سر هم چشمی فلکبا کس درین معامله نتوان شریک شد