گنج

شمارهٔ ۳۲۳

۷ بیت
خوشا آن دل که تا جان باشدش اندوهگین باشددل آسوده می‌باید که در زیر زمین باشد
کجا داد دل پرحسرت من می‌دهد وصلیکه تا مژگان زنی بر هم نگاه واپسین باشد
دل از جور و جفایش نشئة مهر و وفا یابدکه کار نازنینان هر چه باشد نازنین باشد
به هر جانب سمند جلوه بی‌باکانه می‌تازینمی‌ترسی که تا دیدن نگاهی در کمین باشد؟
همان جاریست بر من حکم آب تیغ بیدادتاگر چون آفتابم عالمی زیر نگین باشد
دل از محراب ابروی تو هرگز رو نگرداندبه شرع دوستی گر قبله‌ای باشد همین باشد
فکندت از نظر فیّآض اگر آن بی‌وفا آسانتو هم مشکل مگیر اینکار را خوب این چنین باشد